زيرپوش و ملافه در سدهٴ چهاردهم افزايش زيادي داشت. اين يكي از ثمرات شهرنشيني و تمدن شهري بود كه همراه آن رشد يافت. استفاده از پارچههاي نخي نتايج پيشبينينشدهاي در پي داشت. فايدهاش براي سلامت فردي و اجتماعي معلوم است. ولي اين واقعيت كه فراواني كهنهپارهها موجب ساختن كاغذ پنبهاي شد و بدينترتيب اسباب ظهور عصر چاپ فراهم گرديد، چندان آشكار نيست.1 نخستين كتابهاي چاپي در گهوارهاي زاده شدند كه با پارچهٴ پنبهاي پوشيده شده بود! چهكسي گمان ميكرد پارچهٴ نخي ناچيز به پيدايش عصر نوزايي كمك كرده باشد؟
توجه به لباس، استفاده از تكمه را يادآور ميشود، كه اگر مقارن اين قرن آغاز نشده باشد، به هر حال رواجش در اين زمان بوده است. مردم بيشتري آن را بهكار بردند و از تعداد بيشتري تكمه در هر جا استفاده شد.2
وقت آن است كه اين بررسي را متوقف كنيم. كاملاً معلوم است كه حتي اختراعي به سادگي تكمه براي بستن جامه ميتوانست نتايج نامنتظري داشته باشد. باز معلوم است كه تاريخ چنين اختراعات ناگزير بسيار بغرنج است و پژوهنده را با بيانتهايي و ابهامش دلسرد ميكند و خواننده را هم همين طور.
بگذاريد مثال ديگري بياوريم كه گروه ديگري از امكانات بيپايان را نشان ميدهد. معلوم شده است كه استفاده از چنگال غذاخوري در سدهٴ چهاردهم آغاز شده است. بيشك نمونههاي قديمتري وجود دارد كه فِلدهاوس (ص 347 ـ 350، 1914) ذكر ميكند، ولي چنگالهايي كه اجداد چنگالهاي امروزي ما بودند در آغاز سدهٴ چهاردهم هنوز نوآوري بزرگي به شمار ميرفتند. آنها تجمل واقعي بودند و تجمل هم محسوب ميشدند. در سال 1321 زرگري به نام پالاگرين، از مردم آوينيون دو چنگال براي استفادهٴ شخص پاپ ساخت3. چنگالهاي ظريف